
منی که زمانی فقط دود آتش و پیاز خردکردن میتوانست چشمانم را خیس کند، حالا به هر بهانهای بغضم میشکند و اشکهایم سرازیر میشود. کاش زندگی آسانتر بود. شانههای من تکیدهتر آز تحمل این بارند. با چشمهای خیس این چشمههای غم با گریهٔ زیاد با خندههای کمانگار تا ابد با این بهونههاجای من و توئن دیوونه خونهها ...
ادامه مطلب
شاید ناشکری میکنم. شاید الان روزای خوشمه. شاید بعداً بدتر شه. شاید یه سری مشکلات طبیعیه و من تحملم کمه.حس میکنم از همه طرف تحت فشارم. دلم میخواد بزنم زیر میز و بازی را به هم بزنم. اما چطور آخه؟ یادمه یه بار قدیما شاید چهارده سال پیش، یه چیزی توی وبلاگم نوشته بودم. یه شعر کمی غمگین. یکی ناشناسطور نظر داده بود که همه حرفات دروغه. یه همچین چیزی. چقدر غصه خوردم. اون روزا دلم حسابی پر بود و غمگین بودم و این قضاوت ناروا، چقدر آزارم داد. هنوزم آزارم میده.حالا هم وقتی چندخطی چیزکی مینویسم چه اینجا ...
ادامه مطلب
امسال کبیسه است. امروز دوشنبه سی اسفند 95 ه. تقریبا دوساعت دیگه سال 96 تحویل میشه. سالی هم که رها جانم به دنیا اومده بود کبیسه بود. همین دیگه. خواستم یادم بمونه. سال خوبی داشته باشید دوستان. بهترینا را برای همه آرزومندم. نوشته شده توسط ندا در دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ | ...
ادامه مطلب
دیروزبیست و نه ساله شدم. باور نکردنی است. عددها آدم را به هراس میاندازند. عمر رفته، فرصت کم پیش رو. دیشب بعد فوت کردن شمعهای تولدم با خودم گفتم خب ندا خانم بیست و نه سال عمرت مثل این شمعها سوخت و خاموشش کردی. حالا به بعد ببینم چه میکنی. آهنگ سفارشی: مینا - مهسا وحدتز تو نوشین لب باشد هم درمان و هم دردم نوشته شده توسط ندا در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ | ...
ادامه مطلب
و زمانه به زبان فصیح آواز میداد و لکن کسی نمیشنود.تاریخ بیهقی...
ادامه مطلب
ای در میان جانم و جان از تو بی خبر...
ادامه مطلب
تولد بیست و هشت سالگیم خوب بود. خوشحالم. خوشبختم. آرومم. خانواده و دوستای خوبی دارم که با دنیا عوضشون نمیکنم. کی فکر میکرد اینقدر تنها باشم واینقدر از حسای خوب سرشار باشم؟ گذشت زمان گاهی به نفع آدم ورق را برمیگردونه. ...
ادامه مطلب
از روی ظاهر آدما نمیشه قضاوت کرد. از درونیات واحساسات آدما فقط اونقدرشو میدونیم که از ما پنهان نکردند. گاهی فکر میکنم چه خوبه که مردم دانههای دلشان پیدا نیست....
ادامه مطلب
رمقی بیش نمانده است گرفتار غمت را چند مجروح توان داشت؟ بکُش تا برهانی #سعدی ...
ادامه مطلب