اکانتهای توییترم، اینستاگرامم، گودریدزم، تلگرامم، ایمیلهایم، خلاصه همه چیزم از دسترسم خارج شده. داستانش طولانی است. یکی داستان است پر آب چشم.
وبلاگهایم ولی هنوز در دسترسم است. از شعر که خیلی وقت است خبری نیست اینجا اما سعی میکنم دوباره بنویسم. انگار که واقعا این پنجره، تنها پناه من است. تنها گریزگاه. اگر البته دام و حقهای در کار نباشد. که گمان ببرم اينجا لااقل امن است و درددل کنم و بعد، دوباره سیاهی هجوم بیاورد که روشنایی را به مسلخ ببرد.
برچسب:
نویسنده: سارا حیدریان